قـُربانی نوشْتْ

لاٰ حَوْلـَ وَ لاقـُوَّةَ اِلا بــِالله اَلعَلِیـِّ العَظیـمِـ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 إِلَهِی وَ قَدْ أَفْنَیْتُ عُمُرِی فِی شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْکَ وَ أَبْلَیْتُ شَبَابِی فِی سَکْرَةِ التَّبَاعُدِ مِنْکَ

معبودا، عمرم را در بی‌خبری از تو سپری کردم و جوانی‌ام را در سرمستیِ دوری از تو فرسودم!

معبودا، با گرایشم به خواهش نفس، برخود ستم کردم. پس وای بر من اگر بر آن آمرزش نیاوری!

معبودا، اینک منم بنده تو و زاده بنده تو. در پیشگاهت ایستاده‌ام و به بزرگواری و بخشندگی‌ات توسل جسته‌ام.

معبودا، به من دلی بخش که مشتاق مقام قرب تو شود، و زبانی که صدقش به سوی درگاهت بالا رود، و دیده‌ای حقیقت‌بین که به تو تقرب جوید.

معبودا، هماره مرا شیفته یادت گردان؛ آن‌سان شیفتگی که جلوه نامهایت وجودم را فرا گیرد و مرا به مقام قدس تو رساند.

معبودا، مرا در شمار کسانی قرار ده که چون آنان را خواندی، پاسخت دادند و چون بدانان نگریستی، بر اثر تجلّی شکوه و جلالت، مدهوش شدند. پس تو با آنها به نهان، راز گفتی و آنان به عیان، به طاعت تو پرداختند.

معبودا، آن سان به رحمت تو امیدوارم که گویی در پیشگاهت ایستاده‌ام و توکل بسزایم به تو بر سرم سایه گسترده است، پس تو فرمانی را که سزاوار آنی، رانده‌ای و مرا در عفو و گذشتت پوشانده‌ای!

... سَبُـک شده ام چون پـَر ... به نَفَس ِ آرامی از شما ... پَر میکشم ...

 نزدیک است که از زیبایی ِ مناجات شعبانیه جان دَهَم ... نَفَس بده مرا به نگاهی ...

ــــــــــــــ

بس که بار دلم سنگین بود/ هست ... دور بودم از سفر عشق/ هستم ...

نزدیکم کنید ... بگردانیدَم بر مداری که مدار شماست حسین جان ... حالا که ارباب ِ دلم شده اید!

از دور دست به دامانتان هستم ... از همان دوری که پشت سر همه خوبان و نزدیکان به شماست ...

غَمَمـْ ، دوری ست! ... همه غَمَمـ ، غمـِ دوریست ! ... و چه مبارکْ غَمی است آن غم که صاحبش شما باشید ...

شنیده ام چرخیدن به گِردِ کعبه ... دور ِ کوچکش .. دور ِ نزدیکترش ... بسی خوشتر است ... مذاقم را خوشتر کنید به گردشی نزدیکتر بر مدارتان ...

ــــــــــــــــــــــــــــ

... میلادتان مبارک مولای دو عالم ... نور دو عالم ...

شاهِ کربلا ... می شود مرا ببَرید بگذارید سر راه مولود نیمه ی شعبان ... دلـْ بُریده امْ کنید از "غیر از خودتان" ... ؟

 می شود رُخْصَـتَم دهید "با شما بودن" را ... یاریم دهید جز شما در سر نپَرْوَرانَم ... ؟

می شود گِلِه های دلمْـ را خالص کنید برای آنچه گِلِه کردنَش در نظر مبارکتان پسندیده است ... ؟

می شود اَمْرَمـْ کنید که برای شما باشم ... یادم دهید اَمْـرْپذیرتانْ باشم ... ؟

می شود نشانم دهید راه ِ "خاکـِـ دَرْگاهِتانْ شدنْ" را ... ؟

که راه رسیدن به خدا ... از عشق به شما و خاکْ شدن در درگاه شما و فرزندان ِ شما میگذرد و بس !

السلام علیَ الحسین

و علیٰ علی بن الحسین

و علیٰ اولاد الحسین

و علیٰ اصحاب الحسین

...

السلام علیک یا صاحب الزمان و العصر (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) ... روحی فداک ...

* مولای جانم ... ببَخْشیدَمـْ برای تمام لحظاتی که دور بودم و هستم از شما ... قلمـِ عَفْو بکشید بر نادانی هام ...

* بپذیرید مرا  ... و به واسطه  گناهان آشکار و نهانم ،‌ دوری از خودتان را برایم نخواهید ... دستِ این دل را بگیرید و رهبریش کنید ...

/ 2 نظر / 16 بازدید
صدف

بسم الله النور سرشار عزیز حلول ماه مبارک شعبان و اعیاد پربرکتش را خدمت منورتان تبریک عرض می کنم ... صمیمانه . و مبارک باد فرصت زمزمه دوباره مناجات شعبانیه . کاش خدا به برکت نام حضرت صاحب و جد اطهرشان توفیق درک این مناجات را به همه مان عطا کند. و آمین بر همه دعاهای زیبایتان . و التماس دعا در زمزمه های مبارکتان .[گل][گل][گل]

نازی

التماس دعا